چرا برنامهریزی میکنیم اما به برنامهمان عمل نمیکنیم؟
چند بار برای خودمان یک برنامه دقیق نوشتهایم، با انگیزه شروع کردهایم و حتی تصمیم گرفتهایم از فردا همهچیز را منظم پیش ببریم؛ اما چند ساعت یا چند روز بعد، برنامه را رها کردهایم؟
اگر این اتفاق برای شما هم افتاده، احتمالاً مشکل از تنبلی یا بیارادگی نیست. در بسیاری از مواقع، مشکل این است که برنامهای که نوشتهایم با واقعیت زندگی ما هماهنگ نیست.
برنامهریزی قرار است کارها را برای ما آسانتر کند، نه اینکه فشار و استرس بیشتری ایجاد کند.
در این مقاله بررسی میکنیم چرا به برنامههایمان عمل نمیکنیم و چطور میتوانیم برنامهای بنویسیم که واقعاً قابل اجرا باشد.
۱. برنامهمان بیش از حد شلوغ است
یکی از رایجترین اشتباهات این است که تصور میکنیم باید تمام کارهای عقبافتاده را در یک روز انجام دهیم.
مثلاً برای یک روز برنامهای مثل این مینویسیم:
ورزش
مطالعه
انجام پروژه
خرید
مرتب کردن خانه
پاسخ دادن به پیامها
یادگیری یک مهارت جدید
انجام چند کار اداری
دیدن یک دوره آموزشی
در نگاه اول برنامه کاملی به نظر میرسد، اما احتمال اینکه بتوانیم همه این کارها را با کیفیت مناسب انجام دهیم زیاد نیست.
وقتی برنامه بیش از حد شلوغ باشد، با انجام ندادن چند مورد احساس شکست میکنیم و ممکن است کل برنامه را کنار بگذاریم.
راهحل: برای هر روز تعداد محدودی کار مهم انتخاب کنید و بقیه کارها را در روزهای دیگر قرار دهید.
۲. زمان لازم برای انجام کارها را دستکم میگیریم
گاهی فکر میکنیم یک کار فقط ۳۰ دقیقه زمان میبرد، اما در واقع یک ساعت یا بیشتر طول میکشد.
برای مثال، ممکن است فکر کنیم خرید کردن فقط نیم ساعت زمان میبرد، اما رفتوآمد، انتخاب وسایل و برگشتن باعث شود بیشتر از یک ساعت طول بکشد.
اگر برای کارها زمان غیرواقعی تعیین کنیم، برنامه خیلی زود از زمانبندی خارج میشود.
راهحل: بعد از انجام هر کار، زمان واقعی آن را یادداشت کنید. بعد از مدتی تخمین دقیقتری از زمان مورد نیاز برای کارهای مختلف خواهید داشت.
۳. برای اتفاقات غیرمنتظره زمانی در نظر نمیگیریم
هیچ روزی کاملاً قابل پیشبینی نیست.
ممکن است تماس مهمی داشته باشیم، کاری فوری پیش بیاید، مهمانی یا قرار غیرمنتظرهای ایجاد شود یا یکی از کارها بیشتر از حد انتظار طول بکشد.
اگر تمام ساعات روز را با کارهای مختلف پر کنیم، کوچکترین اتفاق غیرمنتظره میتواند برنامه را به هم بریزد.
راهحل: همیشه بخشی از روز را خالی بگذارید تا اگر اتفاقی افتاد، برنامهتان کاملاً خراب نشود.
۴. برنامه را خیلی سخت و پیچیده میکنیم
گاهی آنقدر برای برنامهریزی قانون و جزئیات تعیین میکنیم که خود برنامهریزی تبدیل به یک کار سخت میشود.
ممکن است برای هر ساعت، دقیقه و فعالیت برنامه مشخصی داشته باشیم و احساس کنیم اگر فقط یکی از آنها اجرا نشود، کل برنامه شکست خورده است.
اما یک برنامه خوب لازم نیست پیچیده باشد.
گاهی یک فهرست ساده از سه کار اصلی روز، همراه با زمان تقریبی انجام آنها، از یک برنامه چندصفحهای کاربردیتر است.
۵. هدف مشخصی برای برنامه نداریم
برنامهریزی بدون هدف، فقط پر کردن تقویم با کارهای مختلف است.
قبل از اینکه برنامه بنویسید، از خودتان بپرسید:
من امروز میخواهم به چه چیزی برسم؟
برای مثال، اگر هدف شما قبولی در یک آزمون است، مطالعه باید جایگاه مشخصی در برنامه داشته باشد.
اگر هدف شما پیشرفت در کار است، باید زمان مشخصی برای مهمترین وظایف کاری در نظر بگیرید.
وقتی هدف مشخص باشد، انتخاب کارهای مهم هم آسانتر میشود.
۶. برنامه را برای یک فرد ایدهآل مینویسیم، نه خود واقعیمان
این یکی از مهمترین دلایلی است که باعث شکست برنامهها میشود.
ممکن است فکر کنیم از فردا هر روز ساعت ۶ صبح بیدار میشویم، دو ساعت ورزش میکنیم، سه ساعت مطالعه داریم و هیچوقت هم سراغ گوشی نمیرویم.
اما اگر در حال حاضر چنین عادتی نداریم، اجرای ناگهانی این برنامه بسیار دشوار خواهد بود.
برنامه باید بر اساس شرایط واقعی زندگی و توان فعلی ما نوشته شود.
اگر الان روزی ۳۰ دقیقه مطالعه میکنید، لازم نیست ناگهان برای خودتان روزی ۵ ساعت مطالعه تعیین کنید.
از مقدار قابل اجرا شروع کنید و بهتدریج آن را افزایش دهید.
چگونه برنامهای بنویسیم که واقعاً بتوانیم اجرا کنیم؟
حالا که دلایل شکست برنامهریزی را میدانیم، بیایید یک روش ساده برای نوشتن برنامه روزانه داشته باشیم.
قدم اول: فقط سه کار اصلی را مشخص کنید
در ابتدای روز یا شب قبل، سه کار مهم خود را مشخص کنید.
از خودتان بپرسید:
اگر امروز فقط بتوانم سه کار انجام دهم، کدام سه کار بیشترین اهمیت را دارند؟
این سه کار باید مهمترین اولویتهای شما باشند.
قدم دوم: زمان تقریبی هر کار را مشخص کنید
برای هر کار یک زمان تقریبی تعیین کنید.
مثلاً:
مطالعه: ۶۰ دقیقه
انجام پروژه: ۹۰ دقیقه
ورزش: ۳۰ دقیقه
این کار کمک میکند بفهمید آیا برنامهتان واقعاً در یک روز جا میشود یا نه.
قدم سوم: بین کارها فاصله بگذارید
قرار نیست بدون وقفه از یک کار به کار دیگر بروید.
بین فعالیتها کمی زمان برای استراحت و جابهجایی در نظر بگیرید.
این کار باعث میشود اگر یکی از کارها کمی بیشتر طول کشید، کل برنامه از بین نرود.
قدم چهارم: کارهای کوچک را جدا از کارهای اصلی ببینید
کارهایی مثل پاسخ دادن به پیامها، خریدهای کوچک یا مرتب کردن وسایل را میتوانید در زمانهای آزاد انجام دهید.
لازم نیست تمام این کارها را در ابتدای روز در کنار کارهای مهم قرار دهید.
اولویت با کارهایی است که بیشترین تأثیر را روی اهداف شما دارند.
قدم پنجم: برنامه را انعطافپذیر نگه دارید
اگر یک روز نتوانستید همه کارها را انجام دهید، به این معنی نیست که برنامهریزی شما شکست خورده است.
برنامه را بررسی کنید و ببینید چه چیزی باعث شد نتوانید آن را اجرا کنید.
شاید زمان انجام یک کار را اشتباه تخمین زده باشید.
شاید برنامه بیش از حد شلوغ بوده باشد.
یا شاید حواسپرتی خاصی باعث شده باشد زمان زیادی از دست بدهید.
از این اطلاعات برای بهتر کردن برنامه روز بعد استفاده کنید.
یک نمونه برنامه روزانه ساده
فرض کنید میخواهید یک برنامه قابل اجرا برای یک روز داشته باشید:
۸:۰۰ تا ۹:۰۰ — مهمترین کار روز
۹:۰۰ تا ۹:۳۰ — استراحت و صبحانه
۹:۳۰ تا ۱۱:۰۰ — کار یا مطالعه
۱۱:۰۰ تا ۱۱:۳۰ — استراحت
۱۱:۳۰ تا ۱۲:۳۰ — کار دوم
بعدازظهر — کارهای شخصی و کارهای کماهمیتتر
عصر — ورزش، استراحت یا فعالیت شخصی
این برنامه فقط یک نمونه است و لازم نیست دقیقاً از آن پیروی کنید.
مهم این است که برنامه را متناسب با شرایط زندگی خودتان تنظیم کنید.
اگر برنامهمان را انجام ندادیم چه کنیم؟
خودتان را سرزنش نکنید.
به جای اینکه بگویید:
«من آدم بینظمی هستم.»
بپرسید:
چه چیزی باعث شد این برنامه اجرا نشود؟
اگر دلیل را پیدا کنید، میتوانید برنامه بعدی را بهتر کنید.
مثلاً:
اگر کارها بیشتر از حد انتظار طول کشید → زمان بیشتری در نظر بگیرید.
اگر گوشی حواستان را پرت کرد → زمان مشخصی برای استفاده از گوشی تعیین کنید.
اگر برنامه بیش از حد شلوغ بود → تعداد کارهای روزانه را کاهش دهید.
اگر شروع کردن برایتان سخت بود → کار را به یک مرحله کوچکتر تقسیم کنید.
هدف برنامهریزی، کامل بودن نیست؛ هدف این است که هر روز کمی بهتر از روز قبل عمل کنیم.
یک تمرین ساده برای امشب
قبل از خواب، فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید.
سه کار مهم فردا را بنویسید.
کنار هر کدام، زمان تقریبی انجام آن را مشخص کنید.
بعد حداقل یک بازه زمانی خالی در برنامه باقی بگذارید.
فردا شب بررسی کنید که کدام کارها انجام شدهاند و کدامها انجام نشدهاند.
اگر کاری انجام نشده، به جای سرزنش خودتان، دلیلش را پیدا کنید.
بعد برنامه روز بعد را بر اساس تجربه امروز تنظیم کنید.
اگر این کار را چند روز ادامه دهید، کمکم متوجه میشوید چه مقدار کار واقعاً در یک روز برای شما قابل انجام است.
جمعبندی
اگر بارها برنامهریزی کردهاید اما نتوانستهاید به برنامه خود عمل کنید، احتمالاً مشکل از نداشتن اراده نیست.
یک برنامه شلوغ، زمانبندی غیرواقعی، نادیده گرفتن اتفاقات غیرمنتظره و تعیین هدفهای بیش از حد بزرگ میتواند باعث شود برنامهریزی نتیجه خوبی نداشته باشد.
یک برنامه خوب باید:
ساده باشد.
با شرایط واقعی شما هماهنگ باشد.
تعداد محدودی کار مهم داشته باشد.
زمان کافی برای انجام کارها در نظر بگیرد.
انعطافپذیر باشد.
فرصت استراحت داشته باشد.
بهترین برنامه، برنامهای نیست که روی کاغذ زیباتر به نظر برسد؛ برنامهای است که بتوانید واقعاً آن را اجرا کنید.
در مقاله بعدی میخوانیم: چگونه یک برنامه روزانه واقعبینانه بنویسیم؟
مطالب مرتبط
مدیریت زمان چیست و چرا همیشه وقت کم میآوریم؟
چگونه یک برنامه روزانه واقعبینانه بنویسیم؟
چگونه کارهای مهم را اولویتبندی کنیم؟
چرا کارهایمان را به تعویق میاندازیم؟
تکنیک پومودورو چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟